افتونیوز _ اوضاع حاکم بر اقتصاد ایران فاجعه بار و مضحک می باشد اقتصادی که همچون شاخه های درختان در وزش بادهای روزانه در حال تغییر می باشد.اقتصادی که پیش بینی روزانه ی وضعیت آن برای خبره ترین کارشناسان دنیا طبق تحلیل های اقتصادی وعلم اقتصاد،امری غیرممکن می باشد.اقتصادی که پایه و اساس آن بر […]

اشتراک گذاری

افتونیوز _ اوضاع حاکم بر اقتصاد ایران فاجعه بار و مضحک می باشد اقتصادی که همچون شاخه های درختان در وزش بادهای روزانه در حال تغییر می باشد.اقتصادی که پیش بینی روزانه ی وضعیت آن برای خبره ترین کارشناسان دنیا طبق تحلیل های اقتصادی وعلم اقتصاد،امری غیرممکن می باشد.اقتصادی که پایه و اساس آن بر اقتصاد “انتظاری” استوار می باشد. انتظاری که افسار اسب سرکش آن را سرمایه دارانی بی رحم شل و سفت می کنند،و فقیران جامعه را لگد مال جاه طلبی و غرور خود می کنند. اقتصادی که امید به زندگی را در سطح جامعه به شدت پایین آورده است.و شرایطی عجیب،دردآور و مضحکی در جامعه حکم فرما نموده است.و کم کم رویه ی زندگی اجتماعی را از مردم گرفته است و خوی حیوانی را نهادینه کرده است.مردمی که سال های گذشته در بدترین شرایط ،هشت سال جنگ ،سیل وزلزله مردانه و نوع دوستانه پشت هم بوده اند ولی اکنون همدیگر را در کوران ظلم قرار می دهند..
تشریح شرایط کنونی از لحاظ درآمد و ثروت مردم برای همه حیرت انگیز می باشد.مردمی که سردرگم زندگی خود و آینده ی مبهم می باشند.
با افزایش سرسام آور وغیر منطقی قیمت مسکن ،ماشین و دیگر اجناس در چند سال اخیر و بتبع آن کاهش اعتبار پول ملی،فرض کنید شخصی داری یه باب منزل مسکونی در یکی ازمناطق شهر دهدشت و یک ماشین ساده ،که تا چند سال پیش زندگی متوسطی درعرف جامعه تلقی می شد،اکنون به یک نو میلیاردر تبدیل شده است. و بتبع افزایش صعودی قیمت ها ،میلیارد رهای کشور هم ،افزایش آماری داشته اند!!!!
ولی شرایط زندگی نو میلیاردرها بسیار سخت و دردآور می باشد.و به تراژدی غم انگیزی شبیه شده است..
میلیاردرهایی که علیرغم سرمایه های میلیاردی محتاج نان شب خود وخانواده می باشند.کسانی که خانه میلیاردی دارند ولی پول برای ایزوگام و تعمیر فاضلاب آن را ندارند.کسانی که ماشین ۳۰۰-۴۰۰ میلیونی سوار می شوندولی پول خرید بنزین برای پرکردن باک و یا کارواش آن را ندارند.کسانی که با داشتن سرمایه میلیاردی محتاج خرید ارزان ترین و بی کیفیت ترین برنج ها و میوه ها می باشند، کسانی که آرزوی خوردن گوشت قرمز را به دل دارند .کسانی که پول دارو و درمان بهداشت خود را ندارند.کسانی محتاج خرید لوازم وتحریر و اسباب بازی فرزندان خود می باشند.کسانی که شب و روز زندگیشان به فکر کردن در مورد نیازهای اولیه خود می گذرد.
نو میلیاردرهایی که ترس از صبح روز بعد وجودشان را همچون بید لرزان در وسط سیلاب های خشمگین بدیل کرده است.کسانی که اگر همین سرمایه ها خود را برای تامین امرارو معاش خانواده حراج نمایند باید در آینده ی نزدیک ،باقیمانده ی زندگیشان را آوره ی خیابان هاو سطل های زباله باشند.

متاسفانه اقتصاد ایران در دریای تلاطمی قرار دارد ،دریایی که موج های بی رحم آن زندگی مردم کشورش را مدام آماج حملات بی رحمانه قرار می دهد.
اقتصادی که نظیر آن در هیچ جای جهان پیدا نمی شود و مشابه آن در طول تاریخ زندگی اجتماعی بشریت به ندرت یافت می شود.
اقتصادی که در دریای فساد غوطه ور شده و بوی لجن فسادش ملتی را بیمار کرده است.
اقتصادی که ترمیم آن نیاز به اصلاحات اساسی وبنیادین دارد و مردمانش را بر کوچه ی انتظار می نشاند.
اقتصادی که ویروس بی عدالتی بر سلول وسلول آن سیطره نموده است اقتصادی که مردمانش را گرفتار انواع بیمارهای جسمی و روانی نموده است.اقتصادی که منشا فساد،خودکشی،بی بندباری،تبعیض و ظلم می باشد.
اقتصادی شبیه اقتصاد جنگلی با شعار ضعیف کشی ،یاس و نا امیدی،ملتی با تمدنی کهن ، مردمانی نخبه و سرزمینی خوابیده بر گنج را به ورطه ی نابودی کشانده است.

اشتراک گذاری

  • نویسنده : سجاد افسر