محمد مختاری – عدم رای اعتماد مجلس به غلامرضا تاجگردون را بی شک یکی از نقاط عطف تاریخ سیاسی این نظام و مجلس یازدهم می توان برشمرد. مجلسی که شاخص ترین ویژگی اش عدم مشروعیت حداکثری مردم است طبیعی است که مولفه های مقبول تر از خویش را تاب نیاورد و درصدد یکدست کردن جمع […]

محمد مختاری – عدم رای اعتماد مجلس به غلامرضا تاجگردون را بی شک یکی از نقاط عطف تاریخ سیاسی این نظام و مجلس یازدهم می توان برشمرد. مجلسی که شاخص ترین ویژگی اش عدم مشروعیت حداکثری مردم است طبیعی است که مولفه های مقبول تر از خویش را تاب نیاورد و درصدد یکدست کردن جمع خویش شود. تیم مقابل تاجگردون در مجلس که عمدتاً از چهره های شاخص جریان خاص می باشند در طول عمر خویش که تقریباً همسن عمر نظام می شود مدام از محرومیت زدایی و ریشه ی فساد برکندن حرف زده اند که نتیجه ی عملی اشعار ایشان گسترش محرومیت از اقلیت به اکثریت جامعه بوده و گسترش فساد در سطحی به ثبت رسیده که بعید میدانم تاریخ این سرزمین معادلی برایش سراغ داشته باشد. شاید بهترین نمونه های مقبول ایشان در علم اقتصاد را بتوان از نمونه هایی نام برد که دوره ها مدعی و صاحب نام در کمیسیون های اقتصادی مجلس بوده و از عهده ی تامین مسکن شخصی خویش هم ناتوان بوده اند . گاهی این نقیصه را بعنوان نشانه های سلامت و دینداری این افراد در تبلیغات استفاده می کنند که البته این ادعا با عمل غاصبانه ی این نمایندگان در غصب خانه های مسکونی مجلس در سعادت آباد تهران پرده از حقیقتی تلخ برمیدارد که آیا این مدعیان اقتصاد و قانونگذاران جریانات اقتصادی کشور در ادوار مختلف علم کافی و یا سلامت فردی و صلاحیت این امر مهم را داشته اند ؟ اگر چنین نبوده چرا حضرات در مقابلشان خموش اند ؟

آنچه که از اتهامات تاجگردون به خورد جامعه داده شده بجز مواردی سطحی که تنها از شکل و پوسته ی مسایل بهره برداری شده در لفافه ی گفتمان عوام پسندانه نیست و هرگز با حقیقت مسایل ارتباطی صحیح ندارد نمی باشد. طرح موضوعاتی که ریشه در مسایلی که خود ایشان مبتلابه جامعه کرده اند و در مفهوم کلی گسترش فقری که احتمالا مد نظر ایشان است طبعاً با یک زندگی در شان برای ایرانیان در تعارض است . تاجگردون یک اقتصاد دان است و طبیعی است که در زندگی شخصی خویش بیشتر از سایر مسایل از علم و تخصص خویش استفاده نماید و آنچه مسلم است نشانه ی متخصص بودن بلکه شاخص بودن ایشان در این تخصص در میان سایر مدعیان می باشد . در سایر ممالک رویه چنین است که حکومت ها با دعوت از چنین نخبگانی و سپردن امور بدست ایشان استفاده حداکثر افراد جامعه از تخصص ایشان را بهرمند می‌شود و طبیعی است که نظام اقتصادی اگر بر پایه تخصص و گردش کار مشخص و علمی بنا گردد ، هرج و مرج و بی قانونی مالی وجود نخواهد داشت که عامل سوءاستفاده گردد و اینجاست که شائبه ی خاصی از نیت مخالفان حضور تاجگردون در سیستم قانونگذاری به اذهان متبادر می شود .

جرم دیگر تاجگردون که بعنوان استفاده از رانت در بکار گیری نزدیکان بسیار در بوق و کرنا شده بیشتر عامل تاسف دارد ! در سیستمی که حضرات دهه هاست سکاندار آن بوده اند گویی اشتغال مردم هیچ جایگاهی ندارد و نه تنها به بازنشستگی خویش و سپردن امور بدست دیگران اعتقادی ندارند که انگار اگر کسی در جایی مشغول بکار شد عامل آن عمل نیز گناهکار تلقی شود! آمار بالای بیکاران دانشگاهی از یکطرف و آمار کمبود نیروی کار در اکثر وزارتخانه های این سیستم اتفاق غریبی است که حقیقتاً می بایست پاسخی برای آن از ایشان درخواست شود . بعنوان مثال خبر سه روز پیش یکی از معاونین وزارت آموزش و پرورش در کمبود دویست و هفتاد هزار مشاور برای مدارس کشور است که بخصوص در این موضوع مهم چقدر ضرورت تامل می طلبد که در این مقال نگنجد اما آیا اگر تاجگردون برای اجرای درست فرمول های علمی اقتصاد ، مجبور به استفاده از امین ترین های خود گردد که در مرحله ی نخست ایشان نیز از شهروندان این سرزمین اند و حکومت میبایست شغل مناسب برای ایشان فراهم نماید و پس از آن باید از تخصص کافی و مهمتر از همه ، از مدیریت پذیری علمی و فردی برخوردار باشند جرم است ؟ از هرچه بگذریم آیا این اتفاق نشانه ی ریشه دواندن شخص تاجگردون در این سرزمین است که نتیجه ی آن نیز جز خیر سرزمین نخواهد بود چرا که حداقل می توان گفت یک متخصص که بی شک بازارهای جهانی فرش قرمز برای حضورش پهن می کنند چنان ریشه در این خاک بجای گذاشته که چون امثال خاوری به طرفه العینی ، در کوچکترین بحران و کمترین فرصت به باور اینکه چیزی برای از دست دادن نداشته ، با سرمایه ی این مردم از خاک بگریزد ؟!

اتهام کسب مال و رانت که حضرات بعنوان مصادیق فساد از آن دم میزنند چیزی جز این موارد نیست که البته بعید است موردی بغیر از این موارد وجود داشته باشد چرا که گذشته ی حضرات مبین اینست که اگر موردی در دست داشتند حتماً غریو غربتبازی شان به گوش فلک هم می رسید .

آنچه بد نیست مورد توجه قرار گیرد ، عدم حضور تاجگردون در آن موقعیت خدمت به مردم و اقتصادی پر حاشیه در کل جریان اقتصادی کشور است که بی شک جز گسترش عدم شفافیت های مالی و بی برنامگی های کلان نخواهد بود چرا که در نخستین بررسی می‌توان خلاً چنین تخصصی در مجلس کنونی را بروشنی دریافت و نتیجه ی آن جز ضعیفتر شدن جریان اقتصادی کشور در برابر گسترش بی برنامگی های اقتصادی نمی باشد . همچنین در صورت فرض ، اثبات و حقیقی بودن تمام اتهامات و جرم های تاجگردون توجه به این موارد نیز بخصوص برای تیم مقابل و مردمی که شاید چشم امیدی حقیقی به مجلس نخواهند داشت ،جای تامل خواهد داشت.

شاید تمام رانتخواری تاجگردون ، احیای مختصری از درصد ناچیز قانونی سهم مناطق نفتخیز از فروش نفت باشد که آنهم از طریق اشتغال تعدادی در ازای خدمت ایشان تحقق یافت. تاجگردون با تمام توانش سعی کرد مختصری از این حق را احیا و تاحدودی چهره ی شهری را که دهه ها شیره جانش کشیده شده بود و جز زاغه نشینی عایدش نشده بود را تغییر دهد که آنچه مسلم است جز خدمت به سرزمین نیست. این کار گرچه شاید در منطق مخالفینش زاغه نشینی مردم از ارزشها بحساب آید. به گواه اسناد و به روشنی روز حضور تاجگردون در این دو دوره ملتی را پای صندوق های رای کشاند که تا پیش از آن، فقر عاملی شده بود که شاید تعبیری از واژه ی جمهوریت در ذهن آن مردم یافت نمی شد و بنا بر همان اجبار معیشتی باوری بر خدمت رسانی این نظام در باورها نبود و حتماً حاکمیت قدرشناس این ایجاد باور عمومی توسط تاجگردون خواهد بود و مخالفین را به اثر بخشی این حضور توجه خواهد داد .

گرچه خلاً قانونی که با این اتفاق در ذهن جامعه شکل گرفته ، تناقض حضور نظارت استثوابی شورای نگهبان را یکبار دیگر به رخ می کشاند آیا مجلس نباید قوانینی که قبل از تصویب نظارت استثوابی شورای نگهبان در این خصوص بود را منطبق بر آن نماید که در چنین مواقعی ، قوانین عامل سوء استفاده ی سیاسی ابزار دست نشوند و بنام حق قانونی مجلس ، حق مردمی که با هزاران امید به پای صندوق رای رفتند و دهه هاست جز گیس و گرمای بی خدای دیار نفت ، که طبق آمار قریب دو سوم از نفت و گاز صادراتی کشور را از خاک و جان خویش تامین می نمایند تضییع نشود و دو سال بدون نماینده بمانند ؟

یا که به جرم حداقلی تاجگردون که شاید بزرگ‌ترینش تشدید دوقطبی گری هایی که توسط برخی نزدیکان او بین مردم منطقه شکل گرفته و منتج به برخی نارضایتی ها شده حق عموم تضییع گردد ؟!

شاید هم تاجگردون در این دو دوره دستی به شیر نفت و گاز منطقه کشیده بود و تلاش عده ای برای کوتاه کردن دست هر کسی از مردم آن مناطق بر آن شیر باشد که باز بی حساب و کتاب نه به سهم ملی ملت از نفت پاسخگویی باشد و نه از سهم ناچیز دهم درصدی مردم مناطق نفتخیز جنوب ، که در این مدت برای تخریب تاجگردون و سایر نخبگان آن دیار از هیچ ناجوانمردی نگذشتند !؟

*فیلمساز و فعال فرهنگی و هنری

  • نویسنده : محمد مختاری