«هر ۳۳ ثانیه یک ایرانی مبتلا به کرونا می‌شود.» و «هر ۱۳ دقیقه یک نفر بر اثر کرونا در کشور فوت می‌کند.» اگر به این جملات در فضایی دیگر که ویروس کرونا برایمان عادی نشده بود، نگاه می‌کردیم وحشت سرتا پای وجودمان را می‌گرفت. این که ممکن است در فاصله یک خمیازه مبتلا شویم و […]

«هر ۳۳ ثانیه یک ایرانی مبتلا به کرونا می‌شود.» و «هر ۱۳ دقیقه یک نفر بر اثر کرونا در کشور فوت می‌کند.» اگر به این جملات در فضایی دیگر که ویروس کرونا برایمان عادی نشده بود، نگاه می‌کردیم وحشت سرتا پای وجودمان را می‌گرفت. این که ممکن است در فاصله یک خمیازه مبتلا شویم و در فاصله کمتر از یک وعده غذا خوردن ناگهان عزیزی را از دست بدهیم. این آمار همین است که هر لحظه ممکن است کسی آماده رفتن از این جهان باشد و ممکن است هرکدام از ما آن«کسی» باشیم. به واسطه این ویروس چغر و لجوج مرگ بیشتر از هر زمان دیگری در کمین ماست. این یک طرف قضیه است که ممکن است آن را به مشیت الهی و قسمت مرتبط کنیم. اما طرف دیگر ماجرا ممکن است ترسناک‌تر باشد؛ این که یکی از این کسانی که هر ۱۳ دقیقه یک نفرشان جان می‌دهند به واسطه ما و عدم توجه به مقررات بهداشتی و رعایت فاصله اجتماعی این بیماری را گرفته باشد و جسم‌اش نتواند تاب بیاورد و جان به جان‌آفرین تقدیم کند. اگر کسی بتواند در مقام ناقل این را هم به قسمت مرتبط کند، موجود جالبی است. او می‌تواند قتل یک بی‌گناه توسط یک قاتل بی‌رحم را هم مشیت الهی بداند و قاتل را بری از گناه و خطا بداند و احتمالا مجازات‌اش را هم منتفی بداند. اما بدون تردید کسی با این وضعیت دیده نمی‌شود و هر فردی تا اندازه‌ای به لزوم توجه به تقصیر و مسئولیت مقصر معتقد است. همین یک نکته کافی است تا ویروس کرونا را آلت قتاله‌ای بدانیم که ممکن است به واسطه آن جان کسی را بگیریم و این روزها رعایت حق حیات دیگران را به عنوان وظیفه‌ای انسانی بر خود واجب بدانیم.

*سرمقاله همدلی

  • نویسنده : فضل الله یاری