این روزها تحلیلگران نسبت به چشم‌انداز آینده بورس و خطراتی که در کمین این بازار نشسته است؛ هشدار می‌دهند و در سوی مقابل دولتی‌ها هم اعلام می‌کنند که متوجه اقداماتشان هستند، دیدگاه شما در خصوص اقبال عمومی اخیر به بورس چیست؟ بورس در ۲ چهره و ۲ شمایل نمایان می‌شود؛ یکی بنگاه‌های اقتصادی برای بزرگ […]

این روزها تحلیلگران نسبت به چشم‌انداز آینده بورس و خطراتی که در کمین این بازار نشسته است؛ هشدار می‌دهند و در سوی مقابل دولتی‌ها هم اعلام می‌کنند که متوجه اقداماتشان هستند، دیدگاه شما در خصوص اقبال عمومی اخیر به بورس چیست؟

بورس در ۲ چهره و ۲ شمایل نمایان می‌شود؛ یکی بنگاه‌های اقتصادی برای بزرگ شدن و جای پای خود را در فضای اقتصاد داخلی و فضای اقتصادی بین‌المللی محکم کردن به بورس روی می‌آورند. بخش مهمی از سرمایه شرکت‌هایی که امروز در فضای اقتصاد بین‌المللی افعالیت می‌کنند از طریق انتشار سهام در بورس محقق شده است. از سوی دیگر مردم این کشورها هم چشم‌انداز پیش روی این شرکت‌ها را مطلوب و سودآور دیده و بنابراین از این سهام استقبال کرده و در نهایت این شرکت‌ها توانسته‌اند سرمایه مورد نیاز برای توسعه را از این بازار قابل اعتماد تامین کنند. این از ویژگی‌های مثبت بورس است که دامنه وسیعی از افراد با کمترین مبلغ اندخته در یک ساختار بزرگ مالی شریک شوند. در این معادله هر دو طرف احساس خوشایندی دارند؛ هم شرکتی که چشم‌انداز مشخصی از پیشرفت را پیش روی خود می‌بیند از اینکه توانسته منابع مالی مورد نیاز خود را تامین کند خوشحال است؛ هم افراد حقیقی و حقوقی که توانسته‌اند در توسعه و پیشرفت یک شرکت حتی به صورت جزئی مشارکت داشته‌اند. این‌گونه رشد اقتصادی، افزایش ثروت و در نهایت رفاه عمومی در جامعه محقق می‌شود.

یعنی بورس ما الان در یک چنین بستر امیدبخشی قرار دارد؟

این سکه دو روی دارد؛ روی دیگر سکه بورس فعالیت‌های سفته‌بازی یا سوداگری صرف است. فضایی که در اثر آن فرد تصور می‌کند در جوی کهایجاد شده از بورس و سودهای کلان در این بازار و سریع پولدارشدن و به سرعت سودهای هنگفت به سمت بازار بورس بشتابد. آن هم نه سود در میان و بلندمدت مثلا یک‌ساله و چندساله بلکه سودهای یک ماهه و دو ماهه و کوتاه‌مدت. طبیعی است این اتمسفر اقتصادی آشوبناک، نه کمکی به اقتصاد می‌کند و نه قادر است برای بنگاه‌های اقتصادی ظرفیت‌های تازه‌ای ایجاد کند. خطری که این روزها، کارشناسان و تحلیلگران اقتصادی از آن صحبت می‌کنند ناظر بر این روی سکه بورس است.

برخی از تحلیلگران از این فضایی که شما هم به آن اشاره کردید از اصطلاح قماربازی در بورس استفاده می‌کنند؛ یعنی آرام آرام بر اثر غلبه روی سیاه سکه بورس شرایط به گونه‌ای پیش می‌رود که طیف وسیعی از مردم بازنده و تعداد انگشت شماری از دلالان و سفته‌بازان برنده می‌شوند؛ شما در این زمینه چطور فکر می‌کنید؟

بحث قماری که اشاره کردید ناظر بر این وجه ماجراست؛ قمارخانه یا کازینو جایی است که افراد همراه با آورده‌ای وارد آنجا می‌شوند تا با یاری شانس و اقبال به افزوده بیشتری برسند. فرد در چنین شرایطی امیدوار است تقدیر به نفع او رقم بخورد و بتواند آورده‌اش را چند برابر کند. اما در واقعیت ممکن است جبور شود اموال و دارایی‌هایش را هم بفروشند تا از بار ناکامی هایش کم کند. بخشی از فعل و انفعالی که در حال حاضر در خصوص بازار سهام به وجود آمده ناظر بر شکل‌گیری یک چنین بستری است.

این در حالی است که اقتصاد ایران هنوز از آسیب‌هایی که موسسات غیرمجاز در جامعه ایجاد کرده‌اند خارج نشده است. آیا به نظر شما دلیل اینکه ما تجربیات قبلا تکرار شده را دوباره می‌آزماییم چیست؟

جدای از بحث موسسات غیرمجاز اگر در خاطرتان مانده باشد چند سال پیش هم در زمان افزایش قیمت ارز شایعاتی راه افتاد که بهتر است دارایی‌های مالی خود را هرچه سریع‌تر به دلار تبدیل کنید و مسابقه‌ای عمومی برای خرید ارز در کشور به راه افتاد. فرد از اطرافیانش از برادر از مادر از پدر از دوستش پول قرض می‌کرد تا دلار بخرد و از این طریق سود کند اما در ادامه زمانی که قیمت دلار در آن مقطع خاص عقب‌نشینی کرد بسیاری از افراد دچار زیان‌های مالی فراوان شدند. موضوع اساسا همین است؛ اینکه حضور در بورس زمانی واجد ویژگی‌های مثبت خواهد بود که قبل از هر اقدامی آگاهی لازم در افکار عمومی ایجاد شده باشد و در مرحله بعد هم بستر اقتصادی لازم برای تجمیع و به کارگیری این سرمایه‌ها لحاظ شده باشد. اینکه دولت برای جبران کسری بودجه یا هر دلیل دیگری اقدام به فضاسازی کاذب در خصوص هدایت سرمایه‌ها به بورس کند نتایج مطلوبی به دنبال ندارد و همه متضرر می‌شوند.
تعادل