افتونیوز _ دوم خرداد اگرچه در تاریخ سیاسی معاصر شد نماد تغییر از راه صندوق رای، اما به همان مقدار نیز به مقطعی برای ایستادگی در برابر تغییر- به واسطه در اختیار گرفتن گلوگاه‌هایی دور از دسترس رای مردم- تبدیل شد. دوم خرداد با رای خیره‌کننده مردم به کسی رخ داد که دورترین فاصله را […]

افتونیوز _ دوم خرداد اگرچه در تاریخ سیاسی معاصر شد نماد تغییر از راه صندوق رای، اما به همان مقدار نیز به مقطعی برای ایستادگی در برابر تغییر- به واسطه در اختیار گرفتن گلوگاه‌هایی دور از دسترس رای مردم- تبدیل شد.
دوم خرداد با رای خیره‌کننده مردم به کسی رخ داد که دورترین فاصله را با کانون‌های ثروت و قدرت و رسانه داشت.
از فردای دوم خرداد اما آن‌که بیشتر از طرف مقابل برنامه داشت، جانب شکست خورده انتخابات بود. اگرچه نامزد شکست خورده نجابت به خرج داد و پیروزی طرف مقابل را پذیرفت، اما حامیان او نخواستند که در این نجابت با او همراه باشند. کانون‌های قدرت راه خود را از او جدا کردند و از آن روز این مفهوم مهم در سیاست ایران نهادینه شد که«صندوق رای همان دیگی است که اگر برای ما نجوشد، همان بهتر که نجوشد.»
از فردای روز دوم خرداد، شکست خوردگان همه عوامل خود در لایه‌های نظام را فراخواندند و به آنان دلداری دادند که مبادا نتیجه معرکه را بپذیرند و گفتند درست است که آنها عِده دارند و نفرات و رای، ما هم عُده داریم و تجهیزات و لجستیک و البته گلوگاه‌هایی که راه بر رای مردم ببندیم. و این‌چنین بود که سنتی در بخشی از جمهوری اسلامی شکل گرفت که رای یک نماد است برای کلمه «جمهوری» و نماد هم که نباید حتما کارکرد و کاربری داشته باشد. از آن پس بود که هر ۹ روز یک بحران در اتاق فکر شکست خوردگان طراحی و در فضای عمومی اجرا شد. مجلس پس از دوم خرداد از سوی نهادهای نظارتی با بیشترین محدودیت‌ها مواجه شد، به گونه‌ای که راه‌نیافتگان آن دوره، کامیاب‌تر از پیروزمندان آن معرکه صندوق و رای بودند.
از آن پس بود که نهادهای دور از دسترس رای مردم، قوتی یافتند و رویین‌تن شدند که رای مردم راه به تغییری در آنان نبرد و حتی بیش از آن، خود در سطحی فراتر از رای مردم قرار گرفتند تا اگر روزی معرکه رای، نتیجه‌ای به نفع‌شان نداشته باشد، خود مهار این رای سرکش را در دست داشته باشند.
‌اصول‌گرایانی که در دوم خرداد سال ۷۶ در لباس جناح راست شکست خوردند، همان‌ها بودند که از صندوق انتخابات سال‌های ۹۲ و ۹۶ نیز بهره‌ای نبردند، اما هیچ‌گاه در مقام بازنده ظاهر نشدند و برعکس حتی برخی شعارهای انتخاباتی‌شان – که با پاسخ منفی مردم مواجه شده بود-در جامعه نیز عملی می‌شد.
آنان هرگاه توانستند نام خود را از صندوق انتخابات بیرون بیاورند، دمکراسی و انتخابات ارج و قربی پیدا می‌کرد برابر با کشورهای مشهور به دمکراسی. کمیت رای حجتی می‌شد برای حقانیت مواضع‌شان. اما چون دیگ انتخابات برایشان نمی‌جوشید، رای برآمده از صندوق انتخابات به مفهومی کیفی بدل می‌شد که بخشی از آن با برچسب‌های ضدانقلاب، غرب‌زده و فتنه‌گر کسر می‌شد و بخشی دیگر با انگ‌های کوفی و رای حرام از آن کاسته می‌شد. در نتیجه این محاسبه، از انتخابات، شیر بی‌یال و دم اشکمی ساختند، آن هم در قفس، که تنها می‌شد آن را بر پرچمی نقش زد تا شاید با نسیمی تکانی بخورد تنها برای تکان خوردن.
از فردای پس از دوم خرداد تاکنون آنقدر بر اصل انتخابات، ماده‌ها و تبصره‌های غیر رسمی بار شد که از آن مکانیسمی – نه تنها بی‌خاصیت، که حتی- برضد فلسفه وجودی رای مردم، برجای مانده است.
مخلص کلام آنکه شکست‌خوردگان روز دوم خرداد، بسیار بیشتر از پیروزمندان آن معرکه پرشور، فایده بردند. بعد از انتخابات دوم خرداد آن‌قدر هشیار شدند که برای انتخابات بدیلی بسازند تا اگر زمانی به کام‌شان نبود، بتوانند کام خود را از قدرت بگیرند.
شاهد این مدعا همین که ترکیب سیاسی و اجتماعی راضیان و ناراضیان، رانت‌خواران و محرومان در دولت ‌اصول‌گرای احمدی‌نژاد همان است که در دولت اصلاح‌طلب روحانی. گویی هرگز انتخاباتی برگزار نشد.

  • نویسنده : فضل الله یاری