مجید تفرشی تحلیلگر ارشد مسائل سیاست خارجی وقتی درباره تاثیرات ویروس کرونا بر روندهای بین‌المللی صحبت می‌کنیم، باید متوجه باشیم که این مسئله هم دارای عوارض آنی، میان‌مدت و درازمدت و هم دارای ابعاد ملی، منطقه‌ای و بین‌المللی است. مسئله آنی این ویروس، مسلما توجه به سلامت افراد، بهداشت عمومی و حفظ جان شهروندان است […]

مجید تفرشی
تحلیلگر ارشد مسائل سیاست خارجی

وقتی درباره تاثیرات ویروس کرونا بر روندهای بین‌المللی صحبت می‌کنیم، باید متوجه باشیم که این مسئله هم دارای عوارض آنی، میان‌مدت و درازمدت و هم دارای ابعاد ملی، منطقه‌ای و بین‌المللی است. مسئله آنی این ویروس، مسلما توجه به سلامت افراد، بهداشت عمومی و حفظ جان شهروندان است اما وقتی از عوارض آنی عبور می‌کنیم و به زمانی مانند یک سال آینده می‌رسیم، اثرات شیوع این اپیدمی می‌تواند گریبان ما را در ابعاد اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و حتی فرهنگی بگیرد؛ مسائلی که شاید اکنون اولویت ندارند اما پس از رفع این بلا، نمایان می‌شوند.

کرونا در ایران و جهان باعث شده تا مطالبات مردم از دولت‌ها جدی‌تر و شفاف‌تر شود و مجالی برای فساد و رویکردهای جناحی باقی نمی‌گذارد. تنگناهای موجود در مدیریت بحران ویروس کرونا موجب شده تا بدون مشارکت و اطلاع‌رسانی و به تبع آن حسابرسی، شفافیت و نظارت ملی، مدیریت بحران پیش نرود.

در عرصه کلان‌تر یعنی عرصه منطقه‌ای و بین‌المللی هم وضعیت بر همین منوال است. در ایالات متحده، برخلاف شعارهایی که تا قبل از ۱۱ سپتامبر ۲۰۱۱ و حتی پس از آن داده می‌شد که سرنوشت آمریکا از دنیا جداست و در شعار “اول آمریکا” دونالد ترامپ هم متبلور شده، قرار گرفتن آمریکا در رتبه نخست مبتلایان به ویروس کرونا نشان داد که واشنگتن نمی‌تواند سرنوشت خود را از جامعه بین‌المللی مجزا بداند. بنابراین من فکر می‌کنم کرونا تحولات عمیق و حتی بیشتری نسبت به ۱۱ سپتامبر بر آمریکا و نظم نوین بین‌المللی خواهد گذاشت؛ از یکسو موجب می‌شود دنیا و به خصوص قدرت‌های بزرگ، تا حد زیادی در سرمایه‌گذاری بر مسائل نظامی، جنگی و هسته‌ای تجدید نظر کرده و به طور جدی به بازسازی و نوسازی زیرساخت‌های بهداشتی و وضعیت اقتصادهای شکننده یا ورشکسته تمرکز کنند.

هرچند این روزها بر اثرات کرونا نسبت به شرکت‌ها و موسسات بزرگ سخن گفته می‌شود اما بیشترین تاثیر کرونا بر شرکت‌ها و موسسات کوچک و متوسط است که به دلیل ضربه‌پذیرتر بودن، می‌تواند موجب نابودی آنها ‌شود. چندین راه در چنین شرایطی وجود دارد؛ نخست آنکه دولت‌ها و مردم از بدهی‌های خود بر این شرکت‌ها چشم‌پوشی کنند. اگر این مقوله رخ دهد، این مساله موجب بحران یا حتی ورشکستگی موسسات بیمه و موسسات مالی و اعتباری و بروز بحران بانکی می‌شود. در چنین شرایطی دولت‌ها به سمت خلق اعتبارات جدید و چاپ اسکناس می‌روند که این راهکار موجب بروز تورم شدید جهانی می‌شود بنابراین چاره‌ای جز کاهش دیگر بودجه‌های هنگفت و طرح‌های بلندپروازانه غیرضروری، از جمله در امور نظامی نیست.

همچنین کرونا می‌تواند اثرات مهمی بر اتحادیه اروپا داشته باشد و از اکنون، اروپایی‌ها بسیار نگران آینده خود بوده و درباره آینده اتحادیه اختلاف نظر جدی دارند. عده‌ای می‌گویند کرونا به دلیل بروز موانع اجتماعی و اقتصادی مشترک در منطقه، می‌تواند موجب اتحاد بیشتر درون اتحادیه‌ای شود و از طرفی، زمزمه‌ها و گلایه‌هایی از سوی کشورهای دارای اقتصاد شکننده، به خصوص ایتالیا و اسپانیا نسبت به سایر اعضای اتحادیه شنیده می‌شود. آنها فکر می‌کنند اگر مانند بریتانیا از اتحادیه اروپا خارج می‌شدند مشکلات آنها در این شرایط کمتر می‌شد و لازم نبود که در هزینه‌ها و مخارج کشورهای فقیرتر شریک و سهیم شوند. هنوز معلوم نیست کدام گزینه قوی‌تر باشد. به نظر می‌رسد رویکرد آلمان و فرانسه و میزان آمادگی در کمک به حل و فصل مشکلات دیگر اعضا در جهت حفظ موجودیت اتحادیه به عنوان اصلی‌ترین کشورها و رهبران واقعی اتحادیه اروپا در این ماجرا و رویکردهای آینده آن نقش کلیدی داشته باشد.