رد صلاحیت گسترده اصلاح طلبان در سراسر کشور سیب شده است آن گونه که برخی رهبران این جریان مدعی هستند برخی از حوزه های انتخابیه در کشور غیر رقابتی و تماما اصولگرایی باشد . اما به نظر می رسد که یک حوزه خاص در کشور باشد که نه تنها اصلاح طلبان در آن هیچ گونه […]

رد صلاحیت گسترده اصلاح طلبان در سراسر کشور سیب شده است آن گونه که برخی رهبران این جریان مدعی هستند برخی از حوزه های انتخابیه در کشور غیر رقابتی و تماما اصولگرایی باشد . اما به نظر می رسد که یک حوزه خاص در کشور باشد که نه تنها اصلاح طلبان در آن هیچ گونه حضوری ندارند بلکه چهره شناخته شده و دارای شرایط رقابت اصولگرا نیز در آن نباشد(نیروهای اصولگرای زیادی در این حوزه تایید صلاحیت شده اند ولی شانس رقابت کمی دارند).

حوزه انتخابیه کهگیلویه بزرگ حوزه ای است که با وجود مساحت زیاد و جمعیت بالا و هم چنین دارا بودن نخبگان و چهره های شناخته شده استانی و ملی خالی از روح رقابت سیاسی و درگیر یک دوئل قدرتمندانه و ریش سفیدانه است‌. هم موحد و هم عدل هاشمی پور خود را اصولگرا می دانند ولی این دو هیچ سابقه سیاسی و یا تشکیلاتی پایداری نداشته اند و گروه های اصیل اصولگرایی و جریان های نوظهور عدالت خواهی نیز آنها را در حلقه های خود تعریف نمی کنند.

عدل هاشمی پور سابقه نظامی دارد و عملا در گذشته نمی توانسته است فعالیت رسمی داشته باشد و در همان فعالیت های انتخاباتی نیز از حامیان موحد بوده است. وی بعد از نمایندگی نیز اصرار شدید داشته که اهل تعاریف اصلاح طلبی و اصولگرایی نیست . کارنامه وی نیز نشان می دهدکه در پرونده اش هم حمایت از علی لاریجانی دیده می شود و هم نزدیکی هایی به دولت به گونه ای که تا آخرین روزهای مانده به انتخابات ریاست جمهوری حاضر به دادن بیانیه و موضع ضعیفی در حمایت از رئیسی نشد.

اما موحد فراز و فرودهای بیشتری داشته است وی هیچ گاه طرف مشورت و حمایت جریانی اصولگرایان شهرستان و استان نبوده است. بعد از تجربه تلخ حمایت تمام قد موحد از ناطق نوری نماینده جریان راست سنتی در انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۷۶ و بعد از آن اشتباه استراتژیک و احتمالا بدون اطلاع کامل حضور در استیضاح عبدالله نوری خیلی زود به محمد خاتمی نزدیک شد . موحد در سال ۱۳۸۴ نیز از هاشمی رفسنجانی حمایت کرد ولی این احمدی نژاد بود که به پیروزی رسید تا بعد از ضعف موحد در ایجاد موازنه با باقر موسوی در دهه هفتاد این بار ستار هدایتخواه در دهه هشتاد همه کاره استان شود و موحد در آن سال ها صرفا یک تماشاگر باشد .

موحد در ۱۳۹۲ از ولایتی حمایت کرد و در ۱۳۹۶ کجدار و مریز از رئیسی حمایت کرد. با این کارنامه باز هم موحد و حلقه های مرکزی تشکیلات اصولگرا هیچ گاه رابطه نزدیکی نداشته اند که بخشی از آن به نوع نگاه موحد و جایگاه بالاتری که برای خود قائل است بر می گردد. نکته جالب اما در این دوره آن است که موحد در تماس های شخصی با اصلاح طلبان سعی می کند خود را یک نیروی معتدل و احتمالا بر همان مشی هاشمی رفسنجانی و روحانی معرفی کند. علی کامرانی یکی از نامزدهای رد صلاحیت شده اصلاح طلبان در کهگیلویه در یک‌ سخنرانی مدعی شد که موحد با وی تماس گرفته است و خواستار حمایت کامرانی از خود شده است که کامرانی نیز در پاسخ گفته است: از نظر من شما(موحد) و هاشمی پور هیچ تفاوتی با هم‌ندارید .کامرانی ادامه داد که موحد در جوابش گفته است چرا تفاوت وجود دارد.

گفته می شود موحد در تماس با اصولگرایان نیز خود و عقبه خود را اصولگرایی می داند و خواستار حمایت آنها از خود است که این رفتار و صحبت ها به خوبی نشان می دهد هدف صرفا کسب رای است و جریان و سیاست بهانه ای برای بدست آوردن ان است.

واقعیت آن است که موحد و هاشمی پور را نمی توان همچون‌سید قدرت و نادر منتظریان در طیف اصولگرایی تعریف کرد و یا همچون تاجگردون آنها را اصلاح طلب دانست. این دو شبیه زارعی نیز نیستند که اگر چرخشی داشته باشند آن را شفاف اعلام کرده باشند. زارعی در شش سال گذشته تمام قد حامی دولت حسن روحانی بوده است.

فرار نخبگان سیاسی دو جریان از شهرستان و عدم حضور در انتخابات و سپردن میدان به چهره های غیر سیاسی به خوبی وضعیت شهرستان را نشان می دهد و به خاطر همین فقدان فعالیت سیاسی و حزبی در شهرستان است که این روزها به جای رقابت سیاسی شاهد جدال های منطقه ای، قومی و پولی در کهگیلویه هستیم و نامزدها بر سر کارهای نکرده علیه هم موضع می گیرند و یا فخر می فروشند . یکی از خدمت “عزتمندانه” سخن می گوید و دیگری از بازگشت عزت در حالی که آن چه است جز “توهم عزت” چیز دیگری نیست.

(مطلب منتشر شده نظر نویسنده است و انتشار آن در سایت افتونیوز به معنای تایید تمام یا بخشی از آن نمی‌باشذ)

  • نویسنده : اردشیر افضلی زاده