در فضای سیاسی،اجتماعی افرادی یافت می شوند که گرایشهای فکری ثابتی ندارند و متناسب با جو و وضع موجود در جامعه و چرخش قدرت رنگ عوض میکنند. و با این نوع سیاست ورزی ( پریشان ورزی ) هیچ گاه اعتماد اشخاص و جریانات دارای قدرت و هویت سیاسی تثبیت شده را پیدا نخواهد نمود و […]

در فضای سیاسی،اجتماعی افرادی یافت می شوند که گرایشهای فکری ثابتی ندارند و متناسب با جو و وضع موجود در جامعه و چرخش قدرت رنگ عوض میکنند. و با این نوع سیاست ورزی ( پریشان ورزی ) هیچ گاه اعتماد اشخاص و جریانات دارای قدرت و هویت سیاسی تثبیت شده را پیدا نخواهد نمود و تنها بازیگر خوش نقشی در فضای جامعه با اهدافی کوتاه مدت و شعارهای عوام فریبانه و پوپولیستی هستند.

معیار سنجش حق و باطل توسط آنها به میزان نزدیکی به قدرت ( مراودات دوستی و خونی با افراد) بستگی دارد. اینگونه اشخاص به شدت از نداشتن اهداف رنج برده و به همین علت در لحظه زندگی می کنند و آرمانگرایی، ایده پردازی و تثبیت یک برنامه جامع را امری مذموم می پندارند.

این پریشان ورزی که به آن افتخار هم می کنند در نهایت او را به حاشیه می راند و مجبور میکند انحصارگرایانه به اطراف نگاه کند و حلقه ی قدرت را آنچنان تنگ و محدود کند که جز افراد مقرب و نزدیک کسی را نخواهد دید. چرا که افراد نخبه با دامنه های فکری مشخص پرورش می یابند و پایبندی به اصول و شعارهای خاصی آنها را به بلوغ فکری و رفتاری می رساند و هرگز اعتماد و آبروی خود را آلوده ی تفکر بی هویت نمی کنند.
پس این دو طیف( سیاست ورزان و پریشان ورزان) هرگز نمی توانند زیر یک چتر و در یک گروه برای نیل به هر هدف و ارزشی قرار گیرند و بن بستی شکل میگیرد که شاهد آن هستیم و می بینیم برای نماینده ی محترم شهرستان کهگیلویه نقش مشاور و مباشر را یک نفر ( افراد معدودی) بازی می کنند!

اما وضع در بالا دست هم دچار تغییرات و فروپاشی می شود و به همان دلایل ذکر شده در بالا دست نظرات و تمایلاتش را به بازی و شوخی ساده ای میگیرند. سهمش در قدرت اجرایی و متعاقبا در پیش برد اهداف جدی و بلند مدت دچار لغزش و فروپاشی شده و کارایی را به پایین ترین سطح ممکن تقلیل می دهد.
روبروی این نوع تفکر و پریشان ورزی ادعای دیگری وجود دارد که اختصارا “رفتار فراجناحی” خوانده می شود که دقیقا نقطه ی مقابل پریشان ورزی است و هر چه در آن نیست در این هست! و این خلط مبحث و یگانه پنداری این دو ضد از کج فهمی و بی سوادی سیاسی نشات گرفته است.

مقایسه سهم قدرت اجرایی سه نماینده ی اخیر کهگیلویه ( موحد، بزرگواری و هاشمی پور) اگر چه تلخ اما واقعیت موضوع را نمایان می کند.
ما هرگز در چنین شرایط بغرنجی قرار نداشتیم! سهم ما از قدرت اجرایی در پایین ترین سطح ممکن قرار گرفته است
در صورتی که هم در سطح ملی و هم در سطح استان، عدد و کیفیت افراد فرهیخته و نخبه قابل مقایسه با گذشته نبود!
متاسفانه این موقعیت تاریخی با پریشان ورزی هاشمی پور و سبک شمردن هر دو جناح سیاسی که رسمی و علنی و مفتخرانه آن را اعلام‌ می کند و همچنین به دلیل عدم اعتماد جریانهای سیاسی و چهره های متشخص و فرهیخته به این رفتار از دست رفت.
فرصتی که نتیجه ی یک اجماع قومی و سیاسی بزرگ برای خلق یک “نقطه ی عطف تاریخی” بود! ولی متاسفانه به یک دایره کامل تبدیل شده و ما را به نقطه ی اول بازگرداند.

(مطلب منتشر شده نظر نویسنده است و انتشار آن در سایت افتونیوز به معنای تایید تمام یا بخشی از آن نمی‌باشذ)

  • نویسنده : یونس هداست مقدم