….شناخت دقیق تاریخ آن زمان و پیروزی کودتا بدون پرداختن به نقش مرموز بقایی و عملکردی که آیت الله کاشانی از خود نشان داد و حرکت مذبوحانه حزب توده میسر نیست و تحلیلهای غیر واقعی و یا جانبدارانه و صرفاً بر اساس اسناد سازمان سیا و اعتراف آمریکا به انجام کودتا تعمداً مسیری اشتباه را […]

….شناخت دقیق تاریخ آن زمان و پیروزی کودتا بدون پرداختن به نقش مرموز بقایی و عملکردی که آیت الله کاشانی از خود نشان داد و حرکت مذبوحانه حزب توده میسر نیست و تحلیلهای غیر واقعی و یا جانبدارانه و صرفاً بر اساس اسناد سازمان سیا و اعتراف آمریکا به انجام کودتا تعمداً مسیری اشتباه را نشان می دهد و مداقه در آن اسناد و آن تحلیلها واقعیت اصلی و اساس پی ریزی و برنامه ریزی برای کودتا را در ابهام قرار می دهد و تفکری خاص بنا دارد مانند انگلیس و آمریکا این ابهام و راز آلودگی برای همیشه باقی بماند.
مظفر بقایی در جوانی به اروپا رفت و فلسفه خواند و پس از بازگشت ابتدا در معیت احمد قوام و در حزب دموکرات عضو شد و با شروع نهضت ملی بسرعت خود را به جبهه ملی پیوند زد و در کنار دکتر مصدق قرار گرفت و در همین اوان بود که با یاری خلیل ملکی از گروه ۵۳ نفر معروف موسس حزب توده و از یاران تقی ارانی مبادرت به تاسیس حزب زحمتکشان ملت ایران نمود و خلیل ملکی که تمایل توده ایی ها به شوروی را بر نمی تابید خود را در کنار بقایی پیچیده و رازآلود دید اما به ناگاه بقایی با ترفندی ملکی را هم از حزب اخراج کرد و خود رهبر حزب زحمت کشان شد.
بقایی از هر جا تغذیه می شد و یا دستور می گرفت توانست به هرشکل ممکن خود را در شمار یکی از رجال حبهه ملی معرفی کند ولی روابط مشکوکی که با قدرتهای خارجی داشت و دخالت در قتل سرتیپ افشار طوس رئیس شهربانی دولت مصدق در اوایل سال ۱۳۳۲ که عملیات دو سازمان مخوف سیا و ام آی ۶ علیه نهضت ملی شدت و حدت گرفته بود توسط عوامل وی و فضل الله زاهدی موجب تیرگی روابطش با مصدق شد و بقایی وارد مرحله جدید تغییر چهره و شخصیت سیاسی خود شد و موضع براندازانه علیه مصدق و جبهه ملی گرفت و از اینرو چاره را در نزدیکی به آیت الله کاشانی دید و از اینجا بود که آن دو سازمان جاسوسی آمریکا و انگلیس بخش اعظم طرح و نقشه حساب شده خود را برای کودتا اجرا شده دیدند زیرا با دسیسه مظفر بقایی و طرح از پیش تعیین شده جاسوسی فاصله گرفتن آیت الله کاشانی از دکتر مصدق و شکاف در جبهه ملی خود را نشان داد و بقایی موفق شده بود مصدق را تنها نماید و بلکه با برچسب ماسونی و سکولار به او ، آیت الله کاشانی را به بعنوان یک چهره موجه مذهبی در برابر مصدق قرار دهد.
آیت الله کاشانی در واقع دچار دسیسه مظفر بقایی شد و از مصدق فاصله گرفت و بر خلاف آنچه برخی مورخین مانند دکتر محمود کاشانی فرزند آیت الله می گویند دقیقاً از دولت کودتا و شاه حمایت کرد و مصدق را متهم به خیانت کرد و گفت که دستخوش نوعی جنون شده بود و در مصاحبه با روزنامه مصری اخبار الیوم مدعی شد که مصدق قانون اساسی را پایمال کرد و از شاهنشاه اطاعت نکرده است و اشتباه بزرگ مصدق را تلاش برای برقراری جمهوریت شمرد و گفت: “مصدق برای برقراری جمهوریت می کوشید، او شاه را مجبور کرد ایران را ترک کند ، اما شاه با عزت و محبوبیت چند روز بعد برگشت . ملت شاه را دوست دارد

  • نویسنده : علی رضا کفایی