حسن دانانسب ؛ یکی از دلیرترین و پاک ترین محیط بانان دنا، در دامنه های این رشته کوه بزرگ، همچون قویی تنها، در گوشه ایی دورآرمید. دانا نسب سالها ، شجاعانه از دنا حفاظت کرد . در حفاطت از حیات وحش دنا بی هیچ تزلزلی بیست و دوسال شرافتمندانه خدمت کرد…چشمان تیزبین او هر بزکوهی […]

حسن دانانسب ؛ یکی از دلیرترین و پاک ترین محیط بانان دنا، در دامنه های این رشته کوه بزرگ، همچون قویی تنها، در گوشه ایی دورآرمید. دانا نسب سالها ، شجاعانه از دنا حفاظت کرد . در حفاطت از حیات وحش دنا بی هیچ تزلزلی بیست و دوسال شرافتمندانه خدمت کرد…چشمان تیزبین او هر بزکوهی را دردورترین کمرکشها میدید. در سال هشتاد و پنج، برای تصویر برداری و عکاسی از بز و پازن به منطقه خونگاه میرفتیم ، نخستین محیطبانی که با اوآشنا شدیم دانانسب بود، در منطقه خونگاه .دانانسب دربرف با ما همراه شد و مسیرهایی که بزها و پازنها را میشد بهتر دید، به ما نشان میداد.

در صعود از یال برفگیر یک دامنه و وجود سرمای شدید غروب و خستگی راه، وقتی متوجه شد بالا رفتن برای ما مشکل است، بی درنگ، اسلحه را حمایل کرد و دوربین و سه پایه را بدست گرفت و چنان با مهارت از روی صخره ها و برف بالا و پایین میرفت که انگار روی آسفالت قدم میزد. یک شب که خواستیم برگردیم یاسوج و فردا مجدد به منطقه خونگاه برگردیم مانع از رفتن ما شد و بدون اطلاع ما، ترتیب شام مفصلی را در منزل داده بود و همه ما را بسیار شرمنده کرد. هربار که با هماهنگی اداره کل محیط زیست جهت گرفتن تصویر به خونگاه میرفتیم دانانسب نهایت همکاری را با ما داشت.هیچگاه او را خسته ندیدیم.گویا او اصلا برای محیطبانی و حفاظت از دنا آفریده شده بود.

در فصل بهار و خردادماه، زمان زایش بزها، باز به خونگاه برگشتیم. دانا نسب به کمک ما آمد. بارها با چشم غیرمسلح، یک بز کوهی را در کمرکشی دوردست به ما نشان میداد که ما با دوربین شکاری به سختی آن را پیدا میکردیم . آخرین بار آذرماه نود و سه به دنا رفتیم. دانانسب باز بی دریغ به ما کمک کرد . یکبار که غذای نذری داشت با موتور از خانه تا اتاق محیطبانی خونگاه ، برای ما هم غذای نذری آورد. دانانسب انسانی شریف، وارسته و بی آلایش بود..چندسال پیش هم در حفاطت از حیات وحش دنا با شکارچیان متخلف درگیر شد و ساچمه هایی به زانویش خورد و در بیمارستان بستری شد.

توگویی؛ گله های بز و پازن منطقه خونگاه با وجود دانانسب ، احساس آرامش و امنیت بیشتری میکردند.دنا شدیدا به دانانسب و محیطبانان شجاعی همچون او نیاز دارد… گویی جان شیفته دانانسب به عظمت و شکوه دنای بزرگ، گره خورده بود…به حقیقت سکوت و آرامش منطقه حفاظت شده خونگاه، بیشتر مدیون پایمردی های او بود…او ناغافل دنا و منطقه خونگاه را تنها گذاشت و رفت… دانانسب بخشی از دنا بود…در حفاظت از گونه های جانوری دنا ،عزمی راسخ داشت.تو گویی با نبودن او بخشی از دنا در سکوت سنگین و سردی فرو رفته است..تو گویی بی اوـ آوایی هم از شاخ پازنهای پرهیمنه ی منطقه خونگاه، برنمیخیزد … دلمان برای دانانسب خیلی تنگ شده است…
یادش همواره جاودان، یارانش پایدار

خسرو حیدری- عبدالخالق طاهری- حسن غفاری

unnamed-1

unnamed-2

unnamed-3

unnamed-4

unnamed