با توکل به نام اعظم پروردگار این روزها اخبار استان را که رصد می کنم بیشتر از همیشه روحم آزار می بیند وقتی می شنوم میراث کهن سرزمینم به واسطه قصور و شاید تقصیر آتش گرفته و گرمای سوزناک این بی تدبیری دامنه اش روز به روز بیشتر می شود و یا اینکه دراخبار می […]

با توکل به نام اعظم پروردگار
این روزها اخبار استان را که رصد می کنم بیشتر از همیشه روحم آزار می بیند وقتی می شنوم میراث کهن سرزمینم به واسطه قصور و شاید تقصیر آتش گرفته و گرمای سوزناک این بی تدبیری دامنه اش روز به روز بیشتر می شود و یا اینکه دراخبار می بینی در فاصله کمتر از دو ماه سه انسان در یک شهرستان خودکشی کرده اند، وقتی میشنوی آمار اعتیاد و سرقت به واسطه نبود شغل و مشکلات مالی در صدر جدول می باشد و…… این اتفاقات و سهل انگاری ها به عنوان زنگ خطری است به مسئولان برای تدابیر لازم، براستی «مقصر این همه درد و مشقت و آشفته باز کیست؟» در استانی که ظرفیت پیشرفت و پتانسیل رشدش در خیلی حوزه ها بالاست چرا ما یا متوقف می شویم و یا نسبت به دیگر استان های همجوارپیشرفتی آنچنان نداشته ایم ، استانی که سرمایه های انسانی بزرگی در سطح ملی و گاها بین المللی دارد ،چرا باید در زمره استان های عقب افتاده باشد؟ مگر ما سالها در حوزه های مختلف به ویژه در بعد فرهنگی تلاش نکرده ایم چرا هنوز در خیلی از شاخص های فرهنگی در پایین ترین رده جدول قرار گرفته ایم؟

مگر غیر از این است که مردمان استان کهگیلویه و بویر احمد در رهگذر پیشرفت تمدن بشری در دوره های مختلف به عنوان مشاهیر و نوابغ در تمامی عرصه ها حضور چشمگیری داشته اند. از حضور انقلابیون گرفته تا دلاوری ها و جانفشانی های مردم استان درجنگ ۸ ساله دفاع مقدس و آمار شهداء،جانبازان،ایثارگران و رزمندگان …………

بی‌شک عقبه این جوشش به تاریخ کهن و میراث غنی ما برمی گردد و از دیدگاه بسیاری از صاحب نظران این نشانگر اصالت ، نمایانگر کمال و انسانیت و بیانگر یکدلی و نگاه های مشترک فرهنگی مردمان این خطه است. هویتی که توانسته معرف و تجدید حیات فرهنگمان برای آیندگان باشد و آثار و بقایای فراوان تاریخی و فرهنگی در دامان این استان به عنوان میراثی بزرگ جای گیرد. پس چگونه است که ما با این قدمت و پیشینه، بجای پیشرفت و شتاب به سمت دهکده جهانی اینچنین از قافله عقب افتاده ایم؟

و حالا کار به جایی رسیده است که شلاق بی تدبیری روح و جسم مردمان دیارمان را تاول زده است.
کجا ما به خطا رفتیم؟
کجا ما غفلت کردیم؟
چرا آسیب های اجتماعی – طلاق، خودکشی ، قتل، قاچاق، سرقت ، فقر و مشکلات معیشتی ، بیکاری و عدم اشتغال ، افسردگی، گسست ارتباطات عاطفی ، بروز پدیده خانواده گریزی ، بحران هویت و دین گریزی ، بچه های کار، اعتیاد و …….روز به روز بیشتر و بیشتر میشود؟ کمتر خانواده ای پیدا میشود که از این درد و رنجها در امان باشد. این همه آسیب و معضلات اجتماعی نشان از چیست؟

آیا غیر از این است که مردم شریف و صداقتمند استانمان به اعتماد شعارهای تبلیغاتی، پای صندوق رای می آیند و وکلای خود را به امید روزی بهتر از دیروز انتخاب می کنند؟ در پاسخ به این اعتماد و صداقت چقدر تلاش شده تا در راستای انچه گفته اید چاره گشائی شود؟کدام گره باز شد.؟ متاسفانه می بینیم که باز قصه همان قصه است. بیائید هر بار قولی به مردم میدهید در ذهن و روح خود ثبت و ضبط و بارهای بار برای انجام آن به خود یادآور شوید و با خود عهد ببندید که خدای ناکرده با احساسات مردم بازی نشود و اگر نمی توانید در توسعه و پیشرفت استان گام بردارید با شجاعت تمام از مردم عذرخواهی کنید، فضا را به اهلش بسپارید؟مگر ما میخواهیم از حضور وکلای ملت موزه بسازیم؟ نماینده ای که نتواند در طول دوران حضورش در مجلس رضایت خدا و مردم را طبق آنچه قول داده است عمل نماید حق الناس برگردن دارد و باید به عقوبت آن توجه و حلالیت بطلبد.

ای کاش مسئولینی که نمی توانند به وعده خود عمل کنند جسارت عذرخواهی را داشته و با شهامت تمام بپذیرند و اعلام دارند: «چون نتوانستیم، باید برویم تا نقش را دیگرانی که طرحی نو دارند در دست بگیرند و به مصداق آیه شریفه لاَیُکَلِّفُ اللّهُ نَفْسًا إِلاَّ وُسْعَهَا (بقره)،حتما توان بیشتر از این را نداریم پس بیش از این شرمنده مردم نشویم». ای کاش در معنای واقعی انسان های با خدا و عمل گرائی باشیم.

ای کاش درد گرسنگی و نداشتن را با همدلی ،همکاری و مهمتر از آن تامین شغل، امنیت و رفع بیکاری درک و لمس کنید و فقط با عرض اندام و خطابه تصویری از مدینه فاضله را برای جوانان ترسیم نکنید
به عمل کار براید به سخنرانی نیست.

«فالله خیر حافظا و هو الرحم الراحمین(یوسف ۶۴)

  • نویسنده : سیده خدیجه توفیقیان