سخن از فردوسی این سخن سرای نام آور، آنقدر وسعت و دامنه پیدا کرده که گاه هر سخنی در این باب بیهوده گویی می باشد مگر اینکه دری جدید از هنرنمایی های وی در شاهنامه گشوده شده باشد. گرایش نسلی که تمامی آرزوهای خود را در واکاوی گذشته می بینند، به شاهنامه و شاهنامه خوانی […]

سخن از فردوسی این سخن سرای نام آور، آنقدر وسعت و دامنه پیدا کرده که گاه هر سخنی در این باب بیهوده گویی می باشد مگر اینکه دری جدید از هنرنمایی های وی در شاهنامه گشوده شده باشد.
گرایش نسلی که تمامی آرزوهای خود را در واکاوی گذشته می بینند، به شاهنامه و شاهنامه خوانی قابل انکار نیست. ولی آنچه قابل تامل است انجام اعمالی بدون تفکر می باشد.
نزدیک به سه دهه طیفهای روشنفکری و متعصب روبروی هم قرار گرفتند که هر کدام میخواهند مبنای فکری خود را بر دیگری مستولی کند.
روشنفکران برآنند که انسان را از عادات و رفتارهای بی پایه و اساس بر حذر دارند. و متعصبانِ رفتارهای سنتی پایه و اساس این فرایند را مقدس و آسمانی میدانند.
در این‌ مبحث قرار بر انکار یا اثبات هیچ طیفی نیست بلکه بررسی ضرب المثل 《از آن ور بوم افتادن 》است.
هر حرکتی در آغاز با استقبال و تمایل مردم به ویژه نسل جوان روبرو میشود که رفته رفته با فرسایش یا عدم رعایت اصول تعداد معدودی پیروی و دیگر افراد به یک مسیر جدیدتری وارد میشوند.
پرداختن به این امر که چرا یک رویه در جامعه ایرانی زودتر از آنچه باید از مسیر خود خارج میشود خود جای بحث دارد. پرداختن به مسایل مذهبی و برجسته کردن آن در میان خانواده ها در یک زمان مشخص و به حاشیه کشاندن دیگر موارد چون شعله سرکش مزرعه برنج بعد از درو، دیری نپایید که فروکش کرده و تمایل و گرایش به سمت دیگری در جامعه واقعی ،مشهود شد.
خلاصه مطلب اینکه نه آنان که در پی برجسته کردن امور مذهبی بودند و محور افکار و اعمال کودکان را در یک دوره خاص براین مبنا ترسیم نمودند و نه آنان که تمایلات ملی و افتخارات قومی را خواستارند هرگز به زیربنای این امور و اهداف آن در درازمدت نیاندیشیده و تنها به انجام اموری پرداخته که به نحوی جبران کاستیهایی در سطح جامعه باشد.
تمایل به امور مذهبی بعد از روند به ظاهر غیر دینی در جامعهِ ی قبل از انقلاب ۵۷ منجر به ایجاد یک نظام سخت دین محور شد که نشانه های واقعی فروکش کردن آن در سالهای اخیر کاملا ملموس می باشد.
و اکنون و این روزها افتخار شاهنامه خوانی فرزندان ما و عدم درک ابیات و زیربنای فکری مردی بزرگ چون فردوسی محل جبران بی توجهی به فرهنگ اصیل ایرانی از جانب متولیان امر می باشد.
حال با توجه به نکات بالا دیری نخواهد پایید که این شعله نیز رفته رفته سرد شده و اعتراضات مردمی در مسیر جدیدی وارد شده که خدا میداند کدام بستر فرهنگی و مردمی خاستگاه آن باشد.
ختم کلام اینکه دیگر وقت آن است که به یک هدف و یک ارزش به عنوان آرمانی همگانی پرداخته و فرزندانمان را از این تلاطم آزمون و خطا بیرون کشیده تا در آینده افرادی صاحب دیدگاه و اندیشه بوده نه باری به هر جهت که فرایند نابسامان جامعه آنها را هر زمان به مسیری میکشاند و حاصل آن از هم گسیختگی وحشتناک فکری در دو نسل با تفاوت زمانی بسیار اندک می باشد که خود منبع آسیبهای عمده اجتماعی میشود.

سپیده مردانی