در معنا اصلاح طلب کسی را گویند که در پی رفع کاستی‌ها و عیب‌ها و نابسامانی‌ها باشد و دغدغه‌اش آن است که آنچه را که معیوب و نابسامان است، سامان بخشد و به صلاح و درستی آورد. اصلاح طلب بایداصلاح را نخست از افکار و رفتار شخص خود آغاز کند و سپس درصدد اصلاح و […]

در معنا اصلاح طلب کسی را گویند که در پی رفع کاستی‌ها و عیب‌ها و نابسامانی‌ها باشد و دغدغه‌اش آن است که آنچه را که معیوب و نابسامان است، سامان بخشد و به صلاح و درستی آورد.

اصلاح طلب بایداصلاح را نخست از افکار و رفتار شخص خود آغاز کند و سپس درصدد اصلاح و سامان مردم و امور اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و ملی و بین المللی جامعه برآید.

اصلاح طلب ازنظر فردی شخصی است آگاه، نقدپذیر، شکیبا، اهل مشورت و رایزنی، خوش خوی، امیدوار، پرتلاش، خوش فکر، مردم نواز، آزادمنش و قابل اعتمادمردم و درصحنه اجتماعی پرتلاش، مسئولیت پذیر، دارای پیوند اجتماعی پویا با مردم و درک نیازهای آنها، فروتن وصمیمی و صادق بامردم  و تلاش دارد که در اقتصاد و زندگی و فرهنگ و شیوه سیاست جامعه و مردم اصلاح و بهبود کیفیت حاصل آید و مردم به حق و حقوق طبیعی و انسانی و خدادادی خود برسند و امور برپایه قانون و خردجمعی بچرخد و روابط داخلی و خارجی براساس حقوق مردم و منافع و مصالح ملی سامان یابد.

اصلاح طلب واقعی برآن است تامردم بتواننددریک انتخابات سالم وآزادوبدون دستکاری واعمال نظر، نمایندگان خودرا برگزینندوگردش نخبگان براساس خواست ونظر و اراده مردم انجام گیرد.

خلاصه سخن اینکه برای یک اصلاح طلب اصیل، درسی است حقوق شهروندی، مصالح ومنافع ملی و اجتماعی، آزادی‌های فکری وسیاسی وخرسندی مردم  پایه وبنیاداست. یک اصلاح طلب اصیل، خود رأی وخودبین وبرتری جوی و اهل معامله نیست وخواست ورای ونظرمردم جامعه وقانون برایش اساس وفصل الخطالب است وهمواره خودش نیزپای بند به قانون ونظرو انتخاب مردم است. اصلاح طلب اصیل برای خود جایگاه وشاَنی فراتر ازمردم نمی‌بیند و نمی‌داند. اما امروز چنانکه می‌بینیم موضوع اصلاح طلبی آشفته و نابسامان شده است که تشخیص درست  و نادرست و اصیل و غیراصیل از هم مشکل است و نیازمند دقت وکاوش بیشتر و بازنگری است.

این روزها افرادی هستندکه معامله گرندو هر روز به رنگی درمی آیند و پُست و نفع موقعیتشان را تعیین می‌کند.

امروز بیشتر به کسی  اصلاح طلب می گویند که در جناح اصلاح طلبان حضور داشته و پای صندوق، به گزینه‌های اصلاح طلب رأی داده باشد. یعنی در حرکت‌های اصلاح طلبی خود را نشان داده باشد. اما این تنها کافی نیست بلکه اصلاح طلب واقعی باید دارای اندیشه اصلاح طلبی و اهل کتاب و رأی و نظرباشد و بداند که چرا در پی اصلاح است و کاستی‌ها و نابسامانی‌های جامعه را خوب و به روز بشناسد و بداند در چه اموری نیاز به بازنگری و اصلاح وجود دارد وسخنان و نوشتا ر و افکارش درجامعه دیده شود و راهگشا و راهنما باشد.

آدم‌هایی که برای به دست آوردن پُست و موقعیت جوش می‌زنند و باهر گروه و کسی وارد معامله می‌شوند و یا اهل پرخاش و خشونت و تهاجم و خود رأی اند و برای به دست آوردن امتیازی حاضرند کفش یک رقیب سیاسی و فکری را هم واکس بزنند، اصلاح طلب نیستند. اصلاح طلب اصیل فکر و مشی اصلاح طلبی دارد و راهش را در همه مقاطع خوب و درست بلداست.

اصلاح برای انسان و جامعه و زندگی، یک نیازطبیعی و همیشگی زندگی است؛ هم درحوزه فردی و هم درحوزه اجتماعی بدون اندیشه و تلاش اصلاحی، جامعه به سوی فساد و تباهی و نابسامانی درابعاد مختلف اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی وسیاسی پیش می‌رود.

  • نویسنده : محمود منطقیان