کرده منزل شب به يک کاروانسرا اهل شرق و اهل غرب و ما ورا “هر دم از این باغ بری می رسد.” این بار قرعه ی فال به نام “بلاد شاپور” افتاد. شهری باستانی و ارغوانی از دوران ایران باستان(ساسانیان) در استان کهگیلویه و بویراحمد، شهر دهدشت. خبر کوتاه و بی صدا بود اما سهمگین! […]

کرده منزل شب به يک کاروانسرا
اهل شرق و اهل غرب و ما ورا

“هر دم از این باغ بری می رسد.” این بار قرعه ی فال به نام “بلاد شاپور” افتاد. شهری باستانی و ارغوانی از دوران ایران باستان(ساسانیان) در استان کهگیلویه و بویراحمد، شهر دهدشت.
خبر کوتاه و بی صدا بود اما سهمگین! بخشی از کاروانسرای تاریخی شهر قدیم دهدشت در کهگیلویه با شماره ی ثبت ملی ۳۵۵۱ فرو ریخت.
شوربختانه تداوم تخریب آثار و محوطه های تاریخی و باستانی این روزها از گوشه و کنار ایران کهن به گوش می رسد. از تخریب خانقاه شهر گلین میبد و جهانی یزد تا توسعه ی هردمبیل همراه با تخریب حرم رضوی در مشهد؛ از عبور اتوبان در سرزمین پارس در دل بافت تاریخی تا عبور زیر گذر در محوطه باستانی شوشتر؛ از ساخت فیلم همراه با آسیب در عروس خانه های ایران در کاشان تا ساخت و ساز و عدم توجه به حریم ارگ علیشاه تبریز؛ از تخریب روزانه سردرهای محله عودلاجان تهران تا شکستن آثار باستانی شهر ایذه؛ از خارج کردن خانه نیما از فهرست ثبت آثار تاریخی تا آتش سوزی کاخ سرهنگ آباد اردستان؛ از احداث گذر آقا نجفی اصفهان در حریم درجه یک میدان نقش جهان تا سودای عدم بی کفایتی مسئولین در تخریب کاروانسرای بلاد شاپور دهدشت؛ و از ناکجا آباد تا…
این مهم دل هر دردمند حامی میراث و فرهنگ و هنر این مرز و بوم را بدرد می آورد. چه رنج ها که برای ساخت مکانی جهت آسایش رهگذران و مسافران کشیده شد و چه کاروان ها که آمدند و رفتند و بر پدران خود بالیدند. امروز متاسفانه این بنا(کاروانسرای شهر قدیم دهدشت) مورد کم لطفی قرار گرفته است و صدای تخریب و ریزش رواق های سنگی تیزه دارش خواب خفتگان را آشفته کرد. در مورد شهر قدیم دهدشت/بلاد شاپور که بخش مهمی از تمدن ایران را بر دوش می کشد سخن این تخریب یعنی نابود کردن یکی از گونه های شاخص شهر بلاد شاپور که سودای جهانی آن را داریم. این تخریب موجبات مرگ تدریجی و خطر را برای بقیه ی آثار نیز به وجود می آورد. کم نیستن افراد ی با گرایش فکری خاص که ظل السلطان وار تیشه برخواهند داشت و ریشه را نشانه خواهند گرفت. یک سال پیش در پنجمین دوره ی شب های شعر بلاد شاپور (ویژه ی زنده یاد دکتر حمزه ولوی) که در حیاط کاروانسرا برگزار شد بر خود بالیدم زیرا که معماری و حس مکان و حس تعلق فضایی، شاعرانه هویت تاریخی این دیار لر نشین را صدا می زد و در سال روز همان برانگیختگی مکانی به دلیل ندانم کاری و عدم درک صحیح و بیان روح نواز هنری ابنیه ها ی تاریخی برافراشته شدم. اندکی هوشیار باشیم؛ بر ماست که وارث شایسته ای باشیم جهت حفظ و فهم این داده های تاریخی و فرهنگی نیاکان خود.

_ دلیل این تخریب کم لطفی مسئولین و عدم نظارت دقیق و معمارانه پایگاه پژوهشی بافت تاریخی شهر قدیم دهدشت/بلاد شاپور، اداره ی میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری شهرستان کهگیلویه، اداره ی کل میراث فرهنگی،صنایع دستی و گردشگری استان کهگیلویه و بویراحمد و سازمان میراث فرهنگی کشور است. همه دست اندر کاران و مسئولین استانی و کشوری در این تخریب ها مسئول هستند و پاسخگو.

_ به راستی؛ پهنه ی حریم بافت کهن بلاد شاپور چقدر است؟ و چند بنای شاخص جهت نظارت مداوم و آسیب شناسی های ماهانه یا سالانه دارد که بعد از بر صلیب رفتن عیسی مرمتگر/پیمانکار(۵ سال قبل) را مقصر می دانیم!؟ مگر مرمتگر تعهد مادام العمر در قبال حسن انجام کار خود می دهد؟!!
چند ابنیه ی تاریخی شاخص در استان کهگیلویه و بویراحمد است که شاخص ترین آن به دلیل عدم آسیب شناسی زمان مند و عدم مرمت اضطراری در ادوار مختلف فرو می ریزد؟!
و در پایان؛ اگر تعهد کاری و تخصص گرایی ملاک انتخاب و جایگاه همه ی ماها بود نمی توانست با اندک بودجه در قالب آیتم آجر فرش بام این کاروانسرا را زنده نگه داشت و دوباره ساربان را صدا زد و کاروان ها را راه انداخت؟!

آنکس که بعید شد زمعمار
کی گردد کارهایش معمور

عباس تشکری، معمار و مرمتگر