سخنان محمود واعظی نه سنجیده بود و نه بموقع. از طرفی شوربختانه دولت هم در دور دوم خود قرار دارد لذا درد و غمی ندارد که از میزان محبوبیتش کاسته شود یا نشود. در چنین شرایطی است که راحت می توان خون به دل امیدواران کرد.

افتونیوز – محمد زرین: می گویند روزی در شیراز یک استاد تاریخ در پیاده رو ایستاده بود. ناگهان جلو مغازه قصابی درگیری شد. یکی ازطرفین از داخل قصابی کاردبزرگی برداشت دیگری را به قتل رسانده و گریخت.
همهمه ای برپا شد. در میان ازدحام روایت های متفاوت شنیده شد. چندین روایت متضاد. حتی قصاب بیچاره هم در میان متهمان روانه بازداشتگاه شد. استاد قصه ما که اینهمه داستان غالبا کذب را درباره یک اتفاق شنید، از فردا در کلاس حاضر نشد.
گویا می گفت وقتی اتفاق امروز اینقدر راوی دارد، پس از کجا معلوم که آنچه من خوانده ام صحیح باشد.

حکایت رئیس دفتر بد سگال و نامیزان رئیس جمهور است. که این روزها بی هیچ علت خاصی نمک خورده و نمکدان شکسته و البته نمکی هم بر زخم دل ریش ملیونها نفری شده که تنها خواهان اصلاح وضع موجود هستند.

میلیونها انسان صبوری که هر هشت سال آویزان کسی می شوند و امید در کسی می بندند بلکه از بدتر شدن وضع شان جلوگیری کنند، ولی دستی از غیب برون می آید و هر چه را رشته بودند پنبه می کند. سخنان محمود واعظی نه سنجیده بود و نه بموقع. از طرفی شوربختانه دولت هم در دور دوم خود قرار دارد لذا درد و غمی ندارد که از میزان محبوبیتش کاسته شود یا نشود. در چنین شرایطی است که راحت می توان خون به دل امیدواران کرد.

اگر میدان را بر امثال واعظی باز بگذارند، بعید نیست که با جعل تاریخ (به سان قصه اول این نوشتار) اعلام کند مردم با پیروی از او بود که به روحانی رای پیروزی دادند. اصلا حزب او(اعتدال و توسعه) به تنهایی حائز اکثریت مطلق در کشور است. و قص علی هذا. در حالیکه از نظر غالب کارشناسان امور، چنان حزبی بیشتر به یک شوخی میان احزاب و جریان ها شبیه است.

اما اگر نیت خوانی بکنیم تنها گمانی که بر سخنان این مرد قدر ناشناس می توان برد یک چیز است. اینکه با این احتمال که مردم ازجریان اصلاح طلب مایوس و سرخورده شده اند. لذا در 1400 روی به جناح مقابل دولت خواهند آورد. پس عقل معاش حکم می کند از هم اکنون بفکر صندلی خود درآن دولت هم بود، چگونه؟ با اعلام برائت از جریان اصلاحات. به چه قیمتی؟ به قیمت فروختن شرف و جعل تاریخ، آن هم تاریخ همین چهارسال پیش.

آقای واعظی! اگر تو دوست داری خود را به تجاهل بزنی، ملت خوب به یاد دارند پدیده ای به نام حسن روحانی چهره ای امنیتی و بدون یک روز سابقه اصلاح طلبی بود. و این پدیده کل ماجرای خلقتش در خرداد نود و دو در کمتر از چهل و هشت ساعت رخ داد. آن هم در شرایطی که دو رئیس جمهور هر یک با هشت سال سابقه ریاست و یک نخست وزیر پاکدست و خوشنام، همگی از حضور در عرصه منع شده بودند. و گر نه اقبال ملت به امثال شما میان مایگان، سالهاست فرو نشسته است. و بی تردید اگر تیغ بران استصواب نمی بود و نوبت به آزادگان وطن دوست این مرز و بوم می رسید، هیچ بعید نبود جریان سومی ظهور کند که در آن هیچ کدام از جریان غالب امروز ایران(که متاسفانه در هر چه اختلاف داشته باشند، در سوءاستفاده از بیت المال بهم شبیه اند) فرصت عرض اندام نمی یافتند.

بساط سبزه، لگد کوب شد به پای نشاط
ز بس که عارف و عامی به رقص برجستند

کسی به سرو گفت:میوه ای نمی آری؟
درخت گفت:آزادگان تهی دستند!