جهانگیر ایزدپناه

خیام، خیام است و ما هیچ

در میان چند شعری که هر از گاهی برحسب ندائی که از دل برمیخواست سروده بودم این دوبیت :
ره کدام وکجاست سر منزل من؟/
سر گریه دارد این نازک دل من /
گهی خام وگهی خواب وسراب /
عمری که گذشت چیست حاصل من؟ /
به دلم می نشست زیرا هم وصف حالمان بود وهم بنظرم زیبا وبا قافیه می نمود.و گاهگاهی آنها را زمزمه می‌کردم . چندی پیش در نوشته ای یک رباعی از خیام خواندم :

بنگر زجهان چه طَرف بربستم ؟ هیچ
و ز حاصل عمرچیست در دستم ؟ هیچ
شمع طربم چو بنشستم ، هیچ
من جام جمم ،ولی چه بشکستم، هیچ
( عمرخیام)

گر چه از نظر مفهومی در یک راستا بودند اما رباعی خیام چنا ن زیبا وبا عظمت بود که سروده خودم ناچیز نمود ورنگ باخت.

نتیجه اینکه:

۱— بنا به گفته معروف هرچه بیشتر بخوانیم وبدانیم پی میبریم که هنوز هیچی نمیدانیم وباید طی طریق کنیم.

۲— به دانسته ونوشته های خود بسنده نکرده ومغرور ویا مایوس نشویم بلکه درکسب فیض و ارتقای آنها بکوشیم

۳— بسی میآیند ومیروند ودر زمان خودشان شهرت واعتباری گذرا و نا راستین بدست می آورند که بلندای آن حداکثر به مقیاس عمرشان است.

فرق است بین این ارج و اعتبار زود گذر با راز ماندگاری و اعتبار جهانی اندیشمندانی نظیر عمر خیام ،حافظ ، مولانا و….که در زمانه خویش نه دنیا به کام و مرادشان بود و نه مکنت وزر و زیوری در بساطشان. عمق اندیشه وذوق خارق العاده شان بودکه آوازه شان ایران وجهان را تسخیر کرد .
کو نام و نشان از سلاطین وحاکمان هم عصرشان؟

خیزیم و دمی زنیم پیش از دم صبح
کاین صبح بسی دمد که ما دم نزنیم
(خیام)

  • ناشناس - ۱۳۹۶/۱۱/۲۳ - ۸:۲۳ /

    عالی بود
    ممنون

تمامی حقوق برای پایگاه خبری-تحلیلی افتونیوز محفوظ است. استفاده از مطالب افتونیوز تنها با ذکر منبع مجاز است